تماشای آفتاب

عاشقانه ها

ایام رو تسلیت می گم...!

بی بی دو عالم

شهادت بی بی دو عالم
حضرت فاطمه زهرا
دردانه پیامبر اسلام را
 به تمامی دوستاران آن حضرت تسلیت می گم ;(


۹ نظر ۹ موافق ۱ مخالف

جملات ماندگار...!

فامیل دور


فامیل دور: ﺷﺎﻧﺲ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺁﺩﻣﻮ ﻣﯿﺰﻧﻪ،

ﺑﺪﺷﺎﻧﺴﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﮓ ﺑﺮﻧﻤﯿﺪﺍﺭﻩ،

ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﮐﻼً ﮐﻠﯿﺪ ﺩﺍﺭﻩ!!


ادامه مطلب ۱۲ نظر ۶ موافق ۱ مخالف

سوال...؟

اگر بین سختی شکست عشقی و بیکاری یکی رو بخوایید انتخاب کنید کدوم رو انتخاب می کنید؟

لطفا همه جوانب رو بررسی کنید برای پاسخ دادن یهویی نگید شکست عشقی یا یهویی نگید بیکاری. 

یکیش کاملا از در منطق وارد می شه یکی دیگه از در احساسات !

اگر خواستین ناشناس هم میتونید پاسخ بدید.

منتظر نظرات ارزشمندتون هستم:)

۱۵ نظر ۴ موافق ۲ مخالف

چالش منصوره بانو جان...!

خب اگر بخوام بگم چقدر طول کشیده تا وبم جون بگیره می تونم بگم من هیچ تلاشی هیچ وقت نکردم که تعداد دنبال کننده هام زیاد بشن بچه ها خودشون لطف داشتن اومدن و من هم استقبال کردم، اصلا به خاطر همین موضوع هنوز بعد یک سال و چند روز که از وب می گذره تعداد دنبال کننده ها کم هستن، شاید یکی از دلایلش اینه که من بیشتر شعر می زارم و نمی تونن بچه ها نظر خاصی بگن جز این که بگن عه چقدر خوب بود بسیار عالی و...

تجربه ای که از وبلاگ نویسی به دست آوردم در عین حال که یه جاهایی خیلی خوب بوده ولی تجربه های تلخش بیشتر بوده ولی باز هم به خاطر دل خودم شعر ها رو گردآوری می کنم و وقتی هم که می بینم بچه ها یه سریشون دنبال می کنن خودم خیلی ذوق می کنم.

حالا چه حسی نسبت به وبم دارم؟ دوسش دارم ولی نه مثل قبلا چون این اواخر خاطرات تلخ توش بیشتر رقم خورده خیلی خودم مثل قبل دوسش ندارم ولی اون یکی وبم رو چون اولین وبم بود و بعد از این که یه مدت حذفش کرده بودم ولی جدیدا دوباره زدمش بیشتر از این جا دوسش دارم.

دوستای زیادی پیدا کردم این جا حتی بیشتر از وب قبلیم خیلی هم خوب هستن ولی یه سری هاشون هم خیلی بد بودن فقط دعا می کنم خدا نصیبتون نکنه چون واقعا سخته استقامت کردن تو یه همچین شرایطی، متاسفانه باید بگم بعضی ها این جا خیلی کم لطفی می کنن و همیشه گفتم با این که بلاگفا خیلی امکاناتش از این جا ضعیف تر بود ولی دوستایی که اون جا پیدا کردم خیلی معرفتشون بیشتر بود (البته این موضوع برای بعضی بچه های این جاس نه همه) نمی دونم چرا ولی آدم ها خیلی این جا رنگ عوض می کنن ولی تو بلاگفا هیچ وقت این اتفاقات برای من نیوفتاد شاید بشه گفت اشتباه کردم اومدم تو این وب بگذریم ...

قالب وبم رو با حسان یه شب نشتیم با هم صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که دوباره وب بزنم و این جا تو بیان هم وب بزنم قالب هم همون شب انتخاب شد همین هم هست که الان می باشد ولی برگردم عقب هیچ وقت بیان رو انتخاب نمی کنم دیگه :)

دلم واسه هیچ کدوم تنگ نشده چون واقعیتش یادم نیس کدوم از بچه ها کلا رفتن خخخخخ

اولین پست وبم شعر از کفر من تا دین تو هست که برای دکتر افشین یدالهیه، همین جا؛ جا داره واسه شادی روحش یه صلوات بفرستیم چون با رفتنش واقعا دلم گرفت؛ یه روانشناس شاعر بود درجه یکه یک خدایش بامرزد!

اولین کامنت وبم برای آقایی به اسم ABOLFAZL هست

اولین دنبال کننده وبم رو یادم نیس خخخخخخخخخخ

اولین وبی که بهش سر زدم وب قاصدک بود و اصلا قاصدک باعث شد من بنویسم یه دو سه ماهی بعد از دوستیمون هی از وبلاگش می گفت از خاطرات وب های دیگه می گفت من رو هم مشتاق کرد که بنویسم.

اصلا هیچ وقت تو این وب و همون قبلی هم سردرگم نبودم چون روز اول حسان همه موارد رو برام توضیح داد و گفت بسم الله شروع کن به نوشتن :))))

خاطره باحالی که خیلی خاص باشه یادم نمیاد فقط تو یکی از پست ها نوشتم دیگه باید آروم آروم برم تو فکر خریدن قبر که یه سری از بچه ها اومدن کلی چیز بهم گفتن که باعث شد حال بدم یهو خیلی خوب بشه ولی خب یادمه که تو همون پست یه سری از بچه ها با وبم آشنا شدن که یه کم بد بود کاش هیچ وقت آشنا نمی شدن، آدم باید از بعضی افراد دوری کنه من یه کم دیر به این نکته رسیدم ولی بازم همین که دور شدم از پیششون خودش خیلی خوبه :))

همیشه دلم خواسته یه سری مطالب روانشناسی رو که خوندم بنویسم که انجامش دادم و جواب گرفتم مخصوصا تو حوزه برخورد با بچه های کوچیک و تربیت کردنشون چون بالاخره همه بچه های این جا یه روز مامان و بابا می شن و به دردشون می خورده ولی هنوز قسمت نشده متاسفانه. 

فقط یه دوتا نکته بگم حالا که این جا همه چی گفتیم :

یک این که تاریخ تولد وب فک نمی کردم گذشته باشه با این چالش رفتم نگاه کردم 95/11/9 بوده که خدارو شکر یادم رفته بود :(((

دو این که یکی از دوستان که از وب قبلی هنوز منو همراهی می کنه و خیلی هم مهربون و شیطونه سامانِ

من بار ها خواستم از وب برم سامان منو نزاشته خیلی خوبه خیلی دوست خوبیه چون خیلی حریم های دوستی رو حفظ می کنه ادم با بودن پیشش اذیت نمی شه خیلی خوبه دیگه با معرفتم هست ;))))

همین دیگه فک کنم خیلی طولانی شد :|


۱۰ نظر ۸ موافق ۰ مخالف

همیشه پاسخ بدی را با مهربانی بدهید!

پاسخ بدی با خوبی!

۱۳ نظر ۷ موافق ۱ مخالف

بی عشق سر مکن، که دلت پیر می شود...!

لبخند تلخ


عشق

 آموخت مرا شکل دگر

 خندیدن !

۱۱ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

پارادکس عاشقی...!

طبع گرایی!

 

عیب آن است ...

که هر روز به طبع دگری!



ادامه مطلب ۵ نظر ۶ موافق ۱ مخالف

حرف دل...!

"جمعه"ها باید

یک قلم برداشت

آغشته کرد به تمامِ رنگهاى پر از امید

پر از دوست داشتن

و کشید روى هفته اى که براى خودمان

خواسته یا نا خواسته،

"سیاه و سفید" کردیم

"جمعه" ها را باید رنگى سر کرد

رنگ دوست داشتن

رنگِ امید

رنگِ زندگى

رنگِ خانواده

پاک کنید  تمامِ آنهایى که رفتند

و رنگ بپاشید روى دلتان

که اگر ذره اى دلشان با شما بود،

هیچ وقت رفتن را ترجیح نمیدادند!

بیخیالِ تمامِ آنهایى که گوشه ى ذهنتان را اِشغال کردند!

ما،

مسئولِ رفتارِ آدمها نیستیم،

خوبى اگر میکنیم،

باید براىِ دلِ خودمان باشد...

حالا یا قدر میدانند،

یا بى لیاقتىِ شان را فریاد میزنند!



علی قاضی نظام

۳ نظر ۴ موافق ۱ مخالف

آغوش...!

و آغوش هر زن

تصویر شقایقی وحشی است !

که زنبور ها 

برای نوشیدن شهدش

نقاب میزنند ...



مریم ناظمی


۴ نظر ۳ موافق ۱ مخالف

جان...!

جان 

فدایِ 

یارِ دل‌ رنجان من...



مولانا

۱ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به هآی است ونه هو
نه به این است ُ نه او
نه به جام است و سبو

گر به این نقطه رسیدی ؛
به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را :

آنچه گفتند و سرودند
تو آنی !!
خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عُمر
به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
همه اسرار نهانی !

مولانا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان