تماشای آفتاب

عاشقانه ها

حتی یک گرگ...!

گرگ

۱ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

پیشنهاد3

✅ کانال «باغ ملکوت» نگاهی به مسایل معنوی و عرفانی دارد که از محضر اولیای ربانی خوشه چینی شده و گذری کوتاه بر خاطرات و دستورالعمل های عرفانی_اخلاقی بزرگان عرفان اسلامی دارد.


✅ حاوی نوشته ها، کلیپ ها، صوت و تصویر و نظرات پژوهشی حجت الاسلام محمد لک علی آبادی می باشد.


👇به ما بپیوندید👇

http://T.me/baghmalakoot

۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

خوب باشیم و خوبی کنیم...!

از یه متخصص ارتوپد سوال شد چطوری خدا رو شناختی؟

گفت: کنار دریا، مرغابی را دیدم که پایش شکسته بود.

اومد پایش را داخل گل های رس مالید بعد به پشت خوابید،

پایش را سمت نور خورشید گرفت تا خشک شد.

اینطوری پای خود را گچ گرفت!

فهمیدم خدایی هست که به او آموزش داده...

به خودت نگاه کنی خداشناس میشوی...

مغرور نشوید!

وقتی پرنده ای زنده است مورچه را میخورد، 

وقتی میمیرد مورچه او را میخورد.

شرایط به مرور زمان تغییر میکند،

هیچوقت کسی را تحقیر نکنید.

شاید امروز قدرتمند باشید اما زمان از شما قدرتمندتر است.

یک درخت، هزاران چوب کبریت را میسازد اما وقتی زمانش برسد یک چوب کبریت میتواند هزاران درخت را بسوزاند!


پس خوب باشیم و خوبی کنیم...


۳ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

شب دنباله دار!

چقدر پنجره را بی بهار بگذاری

و یا نیایی و چشم انتظار بگذاری


مگر قرار نشد شیشه ای از آن می ناب

برای روز مبادا کنار بگذاری


بیا که روز مبادای ما رسیده از راه

که گفته است که ما را خمار بگذاری؟


در این مسیر و بیابان بی سوار، خوشا

به یادگار خطی از غبار بگذاری


گمان کنم تو هم ای گل بدت نمی آید

همیشه سر به سر روزگار بگذاری 


نیایی و همه سر رسید هامان را 

مدام چشم به راه بهار بگذاری


به پای بوس تو خون دانه می کنیم و رواست

که نام دیگر ما را انار بگذاری


گمان کنم وسط کوچه دوازدهم

قرار بود که با ما قرار بگذاری


چراغ بر کف و روشن بیا، مگر داغی

به جان این شب دنباله دار بگذاری



سعید بیابانکی

۳ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

روشنفکر باش، زود قضاوت نکن.

اول از همه یه یاد آوری بکنم که کامنت خصوصی جایی برای توهین نیست؛ خیلی وقتا افراد می خوان یه پیشنهاد یا یه صحبتی با شخصی که وب رو می نویسه داشته باشن و می گن شاید نویسنده دلش نخواد این گونه مطالب رو تو وب خودش جواب بده کامنت خصوصی می زارن، نه این که کامنت بزارید از اول تا آخر توهینن کنید بعد چون خودتون می دونید دارید تهمت می زنید و بقیه رو قضاوت می کنید وب هاتون رو حذف می کنید که من نتونم بیام جواب تهمت هایی که می زنید رو بدم.
خیلی دارم خانومی می کنم و بزرگوارم که الان تو این پست جواب خیلی هاتون رو نمی دم. الحمدالله کم نبودن کسانی که این چند وقت خواستن بنده رو به هر طریقی زیر سوال ببرن.
مخاطبانی که فکر می کنید یک روز ممکنه بخواید به بنده از سر قضاوت زود هنگامتون توهین کنید همین الان می گم دیگه به خونه بنده تشریف نیارید این جا جای هر کسی نیست. افراد باید فرهیخته و با فرهنگ باشن که این جا کامنت می زارن.
دلم می خواست بعد این چند روز که نبودم یه پست خوب بزارم ولی با عرض پوزش از دوستان با فرهنگی که این پست رو می خونن یک سری افراد هستن که نمی خوان بزارن بقیه با آرامش فکری به خونه خودشون برسن هر چند نمی دونم چی بهشون می رسه.
۴ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

معجزه!

مچاله اش نکن!

در این شعر 

گنجشکی روی تخم خوابیده!

۷ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

به تماشای آفتاب!

نشسته ام رو در روی آفتاب...

به تماشای آن زیبای نهان می اندیشم!

که ای کاش دنیا نیز مالا مال از این زیبایی، درخشندگی و تبلور نور در عشق بود!

که اگر عشق لایزالی که گوشه ای از آن را آفتاب تصاحب کرده است،

ما مخلوقیان نیز داشتیم...

دیگر،

هیچ جای دنیا خالی از نور نبود.

نور من، خدای من، معبود من، معشوق من

نکند روزی مرا به حال خود واگذاری!

که در آنی خود را گم کرده.

معبودا :

(مرا آن ده که آن به)

این منی که در اوج نعمات تو به سر می برد را راهنما باش...

تا به بیراهه های کویر خشک و بی آب گرفتار نگردد.

چرا که چیزی ندارد در آن جایی که حتی، منیتش هم راه علاج نیست!

در آن گرداب پر تلاطم تنها دارایی اش معشوق و خالقی است که دستش را گرفته و در اوج نیستی او را به هستی تمام خود می رساند؛

معبودا : مرا آن ده که آن به...



حانی

۵ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

عاشقانه زندگی کن، از زندگی خود لذذذذذذذذذذذذذت ببر!

همین حالا، بروید سراغ کشوی داروها، هر چه قرص و کپسول می‌بینید را بردارید، بریزید کف دست‌تان، با یک لیوان آب، بدهید بالا. یا یک جای خیلی بلند پیدا کنید و آب دهانتان را قورت بدهید و بپرید پایین و وسط راه هر چه خواستید جیغ بزنید. محکمِ محکم. بگذارید چهارنفر شما را ببینند که کوبیده می‌شوید به زمین. 

ادامه مطلب ۶ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

قهوه!

من امشب دارم با فاصله 6 ساعت دومین لیوان قهوه خودم رو می خورم!

حالا قاصدک یه سوال دارم ازت:

می گم فردا بعد امتحان برم بهشت زهرا یه قبر بخرم یا پس فردا بعد این دو تا امتحان؟

۹ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

این سه سال 2...!

تو یک زنی

شبیه تمام زن هایی که می شناسم

قدم می زنی

آواز می خوانی

تنها تفاوت تو با زنهای دیگر در تو نیست

در من است

تو زنی هستی که من دوستت دارم

تو زنی هستی که در شعرهای من هستی

آغوش مرا دوست داری

تو خواب نیستی

رویایی دست نیافتنیی

تو را من خلق کرده ام



نزار قبانی



ادامه مطلب ۷ نظر ۰ موافق ۰ مخالف
حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به هآی است ونه هو
نه به این است ُ نه او
نه به جام است و سبو

گر به این نقطه رسیدی ؛
به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را :

آنچه گفتند و سرودند
تو آنی !!
خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عُمر
به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
همه اسرار نهانی !

مولانا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان