تماشای آفتاب

عاشقانه ها

چالش منصوره بانو جان...!

خب اگر بخوام بگم چقدر طول کشیده تا وبم جون بگیره می تونم بگم من هیچ تلاشی هیچ وقت نکردم که تعداد دنبال کننده هام زیاد بشن بچه ها خودشون لطف داشتن اومدن و من هم استقبال کردم، اصلا به خاطر همین موضوع هنوز بعد یک سال و چند روز که از وب می گذره تعداد دنبال کننده ها کم هستن، شاید یکی از دلایلش اینه که من بیشتر شعر می زارم و نمی تونن بچه ها نظر خاصی بگن جز این که بگن عه چقدر خوب بود بسیار عالی و...

تجربه ای که از وبلاگ نویسی به دست آوردم در عین حال که یه جاهایی خیلی خوب بوده ولی تجربه های تلخش بیشتر بوده ولی باز هم به خاطر دل خودم شعر ها رو گردآوری می کنم و وقتی هم که می بینم بچه ها یه سریشون دنبال می کنن خودم خیلی ذوق می کنم.

حالا چه حسی نسبت به وبم دارم؟ دوسش دارم ولی نه مثل قبلا چون این اواخر خاطرات تلخ توش بیشتر رقم خورده خیلی خودم مثل قبل دوسش ندارم ولی اون یکی وبم رو چون اولین وبم بود و بعد از این که یه مدت حذفش کرده بودم ولی جدیدا دوباره زدمش بیشتر از این جا دوسش دارم.

دوستای زیادی پیدا کردم این جا حتی بیشتر از وب قبلیم خیلی هم خوب هستن ولی یه سری هاشون هم خیلی بد بودن فقط دعا می کنم خدا نصیبتون نکنه چون واقعا سخته استقامت کردن تو یه همچین شرایطی، متاسفانه باید بگم بعضی ها این جا خیلی کم لطفی می کنن و همیشه گفتم با این که بلاگفا خیلی امکاناتش از این جا ضعیف تر بود ولی دوستایی که اون جا پیدا کردم خیلی معرفتشون بیشتر بود (البته این موضوع برای بعضی بچه های این جاس نه همه) نمی دونم چرا ولی آدم ها خیلی این جا رنگ عوض می کنن ولی تو بلاگفا هیچ وقت این اتفاقات برای من نیوفتاد شاید بشه گفت اشتباه کردم اومدم تو این وب بگذریم ...

قالب وبم رو با حسان یه شب نشتیم با هم صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که دوباره وب بزنم و این جا تو بیان هم وب بزنم قالب هم همون شب انتخاب شد همین هم هست که الان می باشد ولی برگردم عقب هیچ وقت بیان رو انتخاب نمی کنم دیگه :)

دلم واسه هیچ کدوم تنگ نشده چون واقعیتش یادم نیس کدوم از بچه ها کلا رفتن خخخخخ

اولین پست وبم شعر از کفر من تا دین تو هست که برای دکتر افشین یدالهیه، همین جا؛ جا داره واسه شادی روحش یه صلوات بفرستیم چون با رفتنش واقعا دلم گرفت؛ یه روانشناس شاعر بود درجه یکه یک خدایش بامرزد!

اولین کامنت وبم برای آقایی به اسم ABOLFAZL هست

اولین دنبال کننده وبم رو یادم نیس خخخخخخخخخخ

اولین وبی که بهش سر زدم وب قاصدک بود و اصلا قاصدک باعث شد من بنویسم یه دو سه ماهی بعد از دوستیمون هی از وبلاگش می گفت از خاطرات وب های دیگه می گفت من رو هم مشتاق کرد که بنویسم.

اصلا هیچ وقت تو این وب و همون قبلی هم سردرگم نبودم چون روز اول حسان همه موارد رو برام توضیح داد و گفت بسم الله شروع کن به نوشتن :))))

خاطره باحالی که خیلی خاص باشه یادم نمیاد فقط تو یکی از پست ها نوشتم دیگه باید آروم آروم برم تو فکر خریدن قبر که یه سری از بچه ها اومدن کلی چیز بهم گفتن که باعث شد حال بدم یهو خیلی خوب بشه ولی خب یادمه که تو همون پست یه سری از بچه ها با وبم آشنا شدن که یه کم بد بود کاش هیچ وقت آشنا نمی شدن، آدم باید از بعضی افراد دوری کنه من یه کم دیر به این نکته رسیدم ولی بازم همین که دور شدم از پیششون خودش خیلی خوبه :))

همیشه دلم خواسته یه سری مطالب روانشناسی رو که خوندم بنویسم که انجامش دادم و جواب گرفتم مخصوصا تو حوزه برخورد با بچه های کوچیک و تربیت کردنشون چون بالاخره همه بچه های این جا یه روز مامان و بابا می شن و به دردشون می خورده ولی هنوز قسمت نشده متاسفانه. 

فقط یه دوتا نکته بگم حالا که این جا همه چی گفتیم :

یک این که تاریخ تولد وب فک نمی کردم گذشته باشه با این چالش رفتم نگاه کردم 95/11/9 بوده که خدارو شکر یادم رفته بود :(((

دو این که یکی از دوستان که از وب قبلی هنوز منو همراهی می کنه و خیلی هم مهربون و شیطونه سامانِ

من بار ها خواستم از وب برم سامان منو نزاشته خیلی خوبه خیلی دوست خوبیه چون خیلی حریم های دوستی رو حفظ می کنه ادم با بودن پیشش اذیت نمی شه خیلی خوبه دیگه با معرفتم هست ;))))

همین دیگه فک کنم خیلی طولانی شد :|


۱۰ نظر ۸ موافق ۰ مخالف
Bahar 1999
۲۰ بهمن ۱۵:۵۱
سلام عزیزممممممم 
 وبلاگت مثله خودت عالیه شک نکن 
 موفق باشی گلم ツ

پاسخ :

سلام عزیز دلم
ممنون بانو جان😍
حوا ...
۱۷ بهمن ۰۹:۱۳
:|
فکر نمی‌کردم ناراحت بشی

پاسخ :

ناراحت نشدم سوال ایجاد شد که پاسخ ندادید😁😐😑
حوا ...
۱۷ بهمن ۰۲:۵۰
یه لحظه فکر کردم پسری :)

پاسخ :

متشکرم‎:|‎
از کدوم قسمتش اونوقت؟
قالب رضا
۱۷ بهمن ۰۰:۳۷
خوندم، جالب بود
مطالب روانشناسی هم بذار :)
ولی فک کنم بلاگفا رفت زباله دون تاریخ، دیگه کسی اونجا نیست.
اصلا وبلاگ نویس کم شده

به هرحال آرزوی خوشبختی می کنم برای خودت و نوشته های خوبت
موفق باشی
همین! :)

پاسخ :

وقت بکنم حتما می زارم
ولی بازم من چون اون جا خاطره های خوبی دارم دوستش دارم‎:|‎
ممنون از حضورتون🌹
shab gard
۱۶ بهمن ۲۰:۳۹
بنویسید ولی زیاد طولانی نباشه تا ماه هم شاید تونستیم استفاده کنیم

پاسخ :

🤔اینم فکریه!
shab gard
۱۶ بهمن ۲۰:۱۰
ما که قرار نیس زن بگیریم که بخوایم بچه دارم بشیم

چقد طول کشید تا اینو نوشتی؟

من 3 دقیقه و 35 ثانیه طول کشید تا خوندمش
این منصوره خانم امد وقت مارو تلف کرد رفت

پاسخ :

خخخخخ
نه خب یه چیزایش هم برای خودمونه فقط که بحث بچه نیس تو روانشناسی ولی باشه نمی نویسم
خیلی طول نکشید دستم تو تایپ تنده.
منصوره 🌹🌹🌹
۱۶ بهمن ۱۹:۴۰
میگم این چالش خیلی برکت داشت

دستت طلا حانی جون😍😍😍

پاسخ :

قربان شما 🌹 ‎;)‎
علیـ ــر ضــا
۱۶ بهمن ۱۹:۱۹
🙂🙂 
حانی دختری در مزرعه 
چقدر این چالش باعث شد  اندکی بیشتر با دوستان آشناتر بشیم 🙂 
خب بعضی جاها دوستان کم لطف هستند منتها به ندرت پیش میاد که اینجا 
ببینیم . 
از اینکه وب پیش حذف شده و مجدداً شروع بکار نموده سیری تکامل یافته . 
وب خوبی در اومده 😀😉 
اولین شعرتم از اون خدابیامرز بوده 😐 
😊😊 
خدا رحمتش کنه 
و اون دوستتون هم خوبه بجا کمک کرده 😐 موفق باشند چقدر دیگه تحلیل کنم ⁦☹️⁩ خسته شدیم چای چیزی 😂😂

پاسخ :

خخخخخخخ


N@f@s 2000
۱۶ بهمن ۱۸:۲۶
خخخ ای جانممم چقد دلت پره حانی جونم
همه جا هم ادمای خوب داره هم بد من خودم بلگفا نبودم نمیدونم چجوریه ولی بیانو دوس دارم
ولی وبلاگتو خیلی دوس دارم ی حس خاصی توش هست
موفق باشی عزیزم

پاسخ :

عهههه مرسی عزیزم
خودم هم تلاشم همین بوده همیشه چون واقعا چیزایی که دوست داشتم رو گذاشتم تو وب
ولی خب دیگه بعضی ها زیاد کم لطفی می کنن‎:)‎
Niilgoon . Ta
۱۶ بهمن ۱۷:۴۰
طولانیع😨خخخ بعدن میام قشنگ میخونم واست تجزیع تحلیلش موکونم خخخ

پاسخ :

باوووووووووشششششههههههه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به هآی است ونه هو
نه به این است ُ نه او
نه به جام است و سبو

گر به این نقطه رسیدی ؛
به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را :

آنچه گفتند و سرودند
تو آنی !!
خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عُمر
به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
همه اسرار نهانی !

مولانا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان