تماشای آفتاب

عاشقانه ها

ماه غزل...!

از دست من و قافیه هایم گله مند است

ماهی کـه دچارش غزلم بند به بند است


مو فندقی چشم سیاهی که لبانش

مرموز ترین عامل بیمــاری قند است


زیبـــــایـــــی مـــــــــواج پس پلک بنفـشش

دلچسب تر از اطلسی و شاه پسند است


سیب است کــــه از دامنــــه ی رود مـی آید؟

یا نه... گل سر بسته به موهای کمند است؟


دارایـــــی من ـ چند کلاف غــــــزل ـ از تــــــــو

شیرینی لبخند تو ـ یک جرعه ـ به چند است؟


دی ماه رسیده است و من زخمی و سردم

لبخند بزن خنده ی تو گـــرم کننده است


از ما گله کم کن که بپاشیــــم غزل را

پیش قدم پاشنه هایی که بلند است



حامد عسکری

۳ نظر ۳ موافق ۰ مخالف
حوا ...
۰۹ آذر ۰۶:۵۱
نمیشه پلکش صورتی باشه؟! :)))

پاسخ :

خب شاعرش یه مرد بوده اگر خانم بود و از دید یک خانوم نوشته بود حتما صورتی بود نه بنفش😉😊
miss bell
۰۸ آذر ۲۳:۳۶
عالی بود

پاسخ :

ممنون
مهندس رضا عباسی
۰۸ آذر ۲۲:۲۷
سلام
خدا قوت
به ما هم سر بزنید.

پاسخ :

سلام
ممنون
انشاءالله
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به هآی است ونه هو
نه به این است ُ نه او
نه به جام است و سبو

گر به این نقطه رسیدی ؛
به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را :

آنچه گفتند و سرودند
تو آنی !!
خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عُمر
به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
همه اسرار نهانی !

مولانا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان