تماشای آفتاب

عاشقانه ها

راز بی خوابی!

من در این

بسترِ بیخوابیِ راز،

نقشِ رویاییِ رُخسارِ تو می‌جویم باز ..


شاملو



۵ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
ــ حسان ــ
۳۱ شهریور ۱۰:۳۸
چه غم انگیز و زیبا

پاسخ :

ممنونم عزیزم
نوید شریفی
۳۱ شهریور ۱۰:۱۶
خخخخخخ عجب!

پاسخ :

😐 بله
تکراری Tekrari
۳۱ شهریور ۱۰:۰۰
مثل همیشه انتخاب شعرات عالی ان :)
آفرین داری جبران می کنی نبودن این مدتت رو  :))

پاسخ :

ممنون
😎 حانی هس دیگه😉
حوا ...
۳۱ شهریور ۰۸:۲۱
به به :)

پاسخ :

🌹
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به هآی است ونه هو
نه به این است ُ نه او
نه به جام است و سبو

گر به این نقطه رسیدی ؛
به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را :

آنچه گفتند و سرودند
تو آنی !!
خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عُمر
به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
همه اسرار نهانی !

مولانا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان