تماشای آفتاب

عاشقانه ها

بودم!

من دنبال اتفاق نبودم ، 

دنبال کشف فرمول 

معجزه بودم.

و امیدوارم که 

معنای این "بودم" 

آخر را

خوبِ خوب 

درک کنی ..

۵ نظر ۰ موافق ۰ مخالف
" از قبیله مجنون"
۰۴ تیر ۰۲:۱۹
ادد باید با اسم من تست میزد..|:

همین اطرافم.. فعلنا اینجوری.. 

سپاااس.. (:

پاسخ :

اددددد‎;)‎
زودی حالت رو خوب کن.
" از قبیله مجنون"
۰۴ تیر ۰۱:۱۵
چیزی نشده.. یعنی الان دیگه چیزی نیست.. 
راستش پشیمون شدم.. وبلاگمو دوست داشتم.. خاطراتمو دوست داشتم.. بچه ها میگن دوباره وب بزن.. اما دلزده شدم..  دلگیرم.. دست و دلم به وبلاگ و نگارش نمیره.. فعلنا حس و حالم اینجوریه.. 
ولی  سعی میکنم سربزنم.. همچنان همراه لحظات وبلاگیتون باشم.. 
تو فکرم نیست وب بزنم.. آدرس خیلی از بچه هام ندارم.. جز چندتا قدیمی که یادمه.. 


میدونم اینجوری رفیق نیمه راه میشم.. ):

پاسخ :

منم خودم تا دوباره این وب رو بزنم خیلی طول کشید.
حال روحی ادم باید تو یه حالت نرمال باشه که بتونه راجع به اون موضوع وبش پست بنویسه. طول می کشه می دونم ولی هزار برابر از الان که تو ناراحتی وبت رو حذف کردی من ناراحتم که وب عطر باران خودم رو حذف کردم. حتی همین الانش. فعلا صبر کن تا حالت خوب بشه، فقط نگو دیگه وب نمی زنم. اگر می دونستم به خوشی رفتی کاری نداشتم ولی می دونم ناراحت بودی رفتی و کلا فضای وب چون هیجاناتش بالا هست وقتی افراد ناراحت می شن زودی حذفش می کنن. ای کاش یه گزینه تعلیق داشت تا هر وقت که ادم خواست برگرده‎:(‎
برگرد سامان‎:'(‎
اونم که گفتی رفتم دیدم فک کنم به عنوان تست اون وب رو زده چون چیزی توش نیست.
" از قبیله مجنون"
۰۴ تیر ۰۰:۰۲
آاااره دیگه سر عصبانیت تصمیم بگیری این بلا سرت میاد.. |:

پاسخ :

نمی خوایی بگی چی شووووووووووده؟
" از قبیله مجنون"
۰۳ تیر ۱۷:۲۹
سلام.. 
یه دوروز غیب شدم وبلاگمو بااسم و فامیلم به سرقت بردن..|:

به هوای من چیزی نگید اونجاها.. 
من نیستم.. 
محض اطلاع.. |:

پاسخ :

حقته
علیک سلاااااام😐😒
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به هآی است ونه هو
نه به این است ُ نه او
نه به جام است و سبو

گر به این نقطه رسیدی ؛
به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را :

آنچه گفتند و سرودند
تو آنی !!
خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عُمر
به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
همه اسرار نهانی !

مولانا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان