تماشای آفتاب

عاشقانه ها

این سه سال!

نمی دونم دقیق از کی شروع شد ولی می دونم سه ساله که استارتش زده شده و الان به بدترین حالت ممکنش رسیده، قبلا اگر سر موضوع خاصی ناراحت می شدم فقط فشار روحی بود که اذیتم می کرد ولی الان تقریبا یک ماهه جسمم رو هم درگیر کرده تو این چند ماه اخیر خیلی اتفاقات افتاد. فراز و فرود زیادی داشت با آدمای رنگاوارنگ؛ ولی یه چیزایی همیشه ثابت بود که اتفاقا خوب هم بود انرژی زندگیم بودن ولی این یک هفته آخر اون ها هم رنگی رنگی شدن! یک سری افرادی که همیشه حامی بودن الان خودشون جز اون آدم ها شدن و اون کسی که هر وقت یه گوشه کارم گیر می کرد یه دو ساعت باهاش حرف می زدم شبا پنج ساعت گریه می کردم دوباره هدف های زندگیم آرمان ها آرزو هام یادم می افتاد الان نیست تا آخر ماه رمضان هم نمی یاد، برای همین تحمل کردن سخت تر شده.
نمی گم از اول حال جسمیم خوب بود نه خیلی وقتا بگیر نگیر داشت دو سه هفته درگیرش بودم دوباره خوب می شدم ولی این سری هیچ جوره قصد خوب شدن نداره. خب یه سری افراد همیشه کنارم بودن الان مقابلم هستن و از اون هایی دارن حمایت می کنن که اوایل این سه سال من از زندگیم حذفشون کردم خیلی زود فهمیدم اون هایی که دید مثبت نصبت بهشون داشتم خیلی هم مثبت نیست زندگیشون، تا نفعی براشون نداشته باشی نمی بیننت. حالا الان این ها رو کردن شعار خودشون همه جا می گن:(
همه بهم می گن این چند وقته زیادی حساس شدی! این جا می گم نه حساس نیستم حساس نشدم که اگر حساس شده بودم خیلی کارهای دیگه ای می کردم می رفتم یکی می کوبیدم تو دهن اون آدمایی که تو این سه سال خواستن به هر طریقی زندگی منو خراب کنن ولی الان دارم کوچیک شدنشون رو می بینم، اون موقع تحمل می کردم چیزی نمی گفتم الان هم تحمل می کنم ولی دیگه نمی تونن جلوی گریه کردن هام رو بگیرن.
خیلی وقته دلم می خواد برم یه طرفی که هیچ کس نباشه هیچ کس هیچ کس یه کم با خودم با تنهایی خودم خلوت کنم ولی نمی زارن. بیشترین چیزی که این چند وقته شنیدم همینه همش می گن چرا حاضر نیستی با بقیه در تعامل باشی ولی گذشته رو نمی بینن که من چه چیز هایی رو تحمل کردم که الان دیگه نمی تونم. الان هم اگر فقط از لحاظ روحی تحت فشار بودم شاید خیلی سبک زندگیم فرق می کرد ولی دیگه انقدر حال جسمیم خراب هست که حتی همه اون هایی که قبلا ناراحتم می کردن و با گذشت چند وقت با من خوب می شدن و منم ازشون می گذشتم الان دیگه نمی تونم. محبت هاشون رو متوجه می شم ولی دیگه راضیم نمی کنه. تقریبا می تونم بگم تمام اون افرادی که یه روزی می تونستن به هر مدلی که خودشون بلد بودن لبخند بیارن رو لبم، اشکم رو درآوردن همشون همشون فقط یک نفر بود که این جوری نبود که الان هم نیست. کاشکی زودی برگرده...
من خسته تر از اونی هستم که بتونم دوری رو تحمل کنم...
هر شب با درد خوابیدن صبحش با درد بیدار شدن سخته خیلی هم سخته.  
۶ نظر ۰ موافق ۰ مخالف
سامان
۲۰ خرداد ۰۳:۰۷
خب خداروشکر.. 
 اوهوم.. میدونم فردا خیلیا امتحان دارن.. 

قابلی نداشت.. امید به خدا به سلامتی برگردن.. پیش مامانشون خوش میگذره.. (:

موفق باشی تو امتحانا.. 

پاسخ :

فک کنم خیلی دیگه خوش می گذره!
متشکرم
سامان
۱۹ خرداد ۰۲:۲۰
ای جااااان.. حق داری خیلی سخته.. 
ان شاءالله صحیح و سالم برگردن.. 


پاسخ :

انشاءالله:'(
سامان
۱۹ خرداد ۰۲:۰۲
ان شاءالله سلامت برگرده.. 
یکم آستانه ی تحملتو ببر بالا.. 
انقدرم فاز منفی نده به خودت..
دوست داشتن خوبه .. مهمه .. ولی وابسته شدن نه.. 

آدما ممکنه تو شرایطی ازهم دورباشن..  باید تحمل کرد خب.  

یاد خودم و بابا افتادم وقتی میرفت ماموریت.. |:

حالتو میفهمم.. 

پاسخ :

انشاءالله
سعیم رو می کنم
مرسی💐
سامان
۱۹ خرداد ۰۱:۳۴
خب میگی برمیگرده.. پ چرا غصه میخورررری..؟؟

دنیای بدی شده.. آدما اون آدمای خوشگل تو قصه ها نیستن. !

ان شاءالله خیره.. 

پاسخ :

دیگه می ترسم انقدر که هر روز یه اتفاق جدید می افته دیره آخر ماه رمضان.
وقتی که هست همه چیز سر جاشه هر وقت نبوده یه مشکلی برای من پیش می یاد🙁😩
انشاءالله مرسی که هستی!
من
۱۹ خرداد ۰۱:۲۸
عرض کردم یه نفر دیگه
مثل اینکه شما مقداری عصبانی هستین

پاسخ :

نه عصبانی نیستم:)
ولی چون در فضای حقیقی این اتفاق افتاده دور و بر من شخص خاصی نیست همه تقریبا همین شرایط رو دارن
فول آپشن هم هستن تازه:| 
من
۱۹ خرداد ۰۱:۱۱
شاید همه افراد هم اینطور نباشن. شاید حداقل یه نفر دیگه هم مونده
چشم هارا باید شست جور دیگر باید دید.

پاسخ :

اون یک نفر آخر ماه رمضان بر می گرده.
بقیه امتحانشون رو پس دادن تازه نه تو یک بار تست گرفتن چندین بار امتحان شدن از طرف من ولی هر بار ...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به هآی است ونه هو
نه به این است ُ نه او
نه به جام است و سبو

گر به این نقطه رسیدی ؛
به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را :

آنچه گفتند و سرودند
تو آنی !!
خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عُمر
به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
همه اسرار نهانی !

مولانا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان