تماشای آفتاب

عاشقانه ها

ماهی عشق نور!

آخ! دیدی الان چی دیدم تو آب؟
-چی؟
ماهی عشق نور
-عشق نور چیه؟
ماهیای کوچولوی یه وجبی که عادت عجیبی دارن. زندگیشون هم خیلی غم انگیزه. می دونی چه کار می کنن؟
-چیکار می کنن؟
اونا شبا میان رو آب. ولی تا یه نور بندازی روشون یهو هجوم می آرن. می پپرن بالا تو نور. می خوان برسن به مرکز نور. می خوان نور رو ببلعن. اینه که می افتن رو خاک. یه خورده درجه وورجه می کنن،
بعد می میرن...



خسرو شکیبایی در فیلم پری

نوشته داریوش مهرجویی


۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به هآی است ونه هو
نه به این است ُ نه او
نه به جام است و سبو

گر به این نقطه رسیدی ؛
به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را :

آنچه گفتند و سرودند
تو آنی !!
خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عُمر
به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
همه اسرار نهانی !

مولانا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان