تماشای آفتاب

عاشقانه ها

حال دنیا!

حال دنیا را پرسیدم من از فرزانه ای

گفت : یا آّب است, یا خاک است , یا پروانه ای !


گفتمش احوال عمرم را بگو , این عمر چیست ؟

گفت یا برق است , یا باد است , یا افسانه ای!


گفتمش این ها که می بینی , چرا دل بسته اند

گفت یا خوابند , یا مستند , یا دیوانه ای !


گفتمش احوال جانم را پس از مردن , بگو ؟

گفت یا باغ است یا نار است , یا ویرانه ای !



#ابوسعید_ابوالخیر

۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به هآی است ونه هو
نه به این است ُ نه او
نه به جام است و سبو

گر به این نقطه رسیدی ؛
به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را :

آنچه گفتند و سرودند
تو آنی !!
خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عُمر
به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
همه اسرار نهانی !

مولانا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان